درباره جمهوری اسلامی
(جواد كلاته عربي)
در مدتی که از تاریخ جدید نظام های سیاسی در جهان می گذرد، «جمهوری اسلامی» یا همان مردم سالاری دینی نظریه ای نوین و نوین در میان نظام های سیاسی جهان است که با شکل گیری انقلاب اسلامی ایران توسط امام خمینی(س) مطرح شد. در حقیقت، پدیده «جمهوری اسلامی» محصول اجتناب ناپذیر و البته منطقی از انقلاب اسلامی است؛ زیرا در آن اراده و حضور مردم که از شاخصه های حکومت مردم سالار است،
در مدتی که از تاریخ جدید نظام های سیاسی در جهان می گذرد، «جمهوری اسلامی» یا همان مردم سالاری دینی نظریه ای نوین و نوین در میان نظام های سیاسی جهان است که با شکل گیری انقلاب اسلامی ایران توسط امام خمینی(س) مطرح شد. در حقیقت، پدیده «جمهوری اسلامی» محصول اجتناب ناپذیر و البته منطقی از انقلاب اسلامی است؛ زیرا در آن اراده و حضور مردم که از شاخصه های حکومت مردم سالار است، وجود داشته و این خواست همگانی با صبغه ای کاملا دینی همراه بوده است. بنابراین، در حکومت جمهوری اسلامی دو شاخصه اساسی لحاظ شده است: یکی جمهوریت یا مردم سالاری و دیگری اسلامی بودن آن.
جمهوری یا مردم سالاری یعنی حاکمیت مردم بر مردم، حق آزادی و سهیم بودن مردم در تعیین سرنوشت جامعه در تعیین زمامدار و نظارت بر عملکرد او است. در این شکل از نظام سیاسی، آزادی بیان و عقیده که از اصول دموکراسی است، از اهمیت بسیاری برخوردار می باشد. امروزه نظام «جمهوری» شکل عقلایی ساختار حکومت و مورد پذیرش همه دنیا است؛ اما آنچه در این باره قابل طرح و بررسی می باشد، نوع جمهوری ها است؛ زیرا همه جوامع در هدف گذاری برای حکومت خود به دنبال نوعی از سعادت هستند و این ماهیت جمهوری ها است که افق آینده، اهداف نهایی و نوع سعادتمندی یک جامعه را ترسیم می کند.
نظام «جمهوری» در هر کشوری ابزاری است برای نیل به اهداف و ارزش های مورد نظر یک مکتب فکری خاص که توسط پایه گذاران و سیاست مداران آن جامعه تعیین شده است و ارزش های مکتبی و ایدئولوژیکی هر جامعه نیز بر اساس نگاه های انسان شناختی، نظریه پردازان و پایه گذاران هر مکتب فکری ساماندهی شده است.
بنابراین می توان گفت که نگاه های متفاوت انسان شناختی، پایه و اساس مکتب فکری و سیاسی و به تبع آن ماهیت جمهوری ها را در سراسر دنیا تشکیل می دهد و بدیهی است که این اختلاف قرائت ها درباره «جمهوری» در افقی وسیع تر به تفاوت جهان بینی و هستی شناسی باز می گردد.
در دموکراسی های غربی که زاییده انسان شناسی مادی است، جامعه بدون در نظر گرفتن اعمال نفوذ سرمایه داران بزرگ، صاحبان صنایع و صهیونیست ها به سمتی پیش می رود که مورد خواست و میل اکثریت افراد است و تقریبا هیچ نوع معیار ارزشی خاص و هدف متعالی که در رابطه با انسانیت آنها باشد،درباره وضع قانون و امر حکومت وجود ندارد و البته این منفعت عمومی و یا فردی در بهترین حالت رخ خواهد داد؛ زیرا در این جوامع، اراده افراد صاحب نفوذ مسیر را به سمت منافع گروه یا حزبی خاص تغییر می دهد. در این حکومت ها که البته از پیشگامان اجرای مردم سالاری در نظام سیاسی جهان نیز هستند، مبنا و اصالت بر سود و لذت بیشتر است و اخلاقیات هیچ رابطه ای با قدرت، سیاست، فرهنگ و اقتصاد ندارد و این وضعیت نتیجه تعاریف مادی گرایانه از ارزش هایی چون آزادی، عدالت، فرهنگ و سعادت است که در سایه نظریه های « سکولار» ممکن می شود.
اما «جمهوری اسلامی» سعی دارد مردم سالاری، خواست و اراده را در کنار مکتب اسلام، کرامت انسان ها و اخلاقیات قرار دهد تا از تلفیق و تعامل بین «جمهوریت» و «اسلامیت» در نظام حاکم بر روابط اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی بتواند مسیری را برای رسیدن به جامعه آرمانی و سعادتمند پیش رو قرار دهد و همچنین اسلامیت نظام بتواند پاسدار ماهیت انسانی انسان ها و تضمین کننده سعادت معنوی فرد و جامعه باشد.
انسان شناسی اسلامی (اسلام ناب محمدی که در برگیرنده همه معارف و معنویات می باشد) که یک انسان شناسی حقیقی و واقعی است، در اندیشه و منش امام خمینی(س) و معرفت او اولا نسبت به استعدادها و توانایی ها و قدرت های موجود در خویش و ثانیا در سایر افراد جامعه، بی گمان منشأ تحولات اخیر و پیدایش نظام «جمهوری اسلامی» در عصر حاضر بوده است. موجودی که در نگاه انسان شناختی امام ترسیم می شود،این استعداد در درون او وجود دارد که بتواند خلیفه خدا بر روی زمین باشد و البته دقت نظر و تعمق در همین یک ویژگی انسان، بسیاری از حقایق فراموش شده و گم شده انسان را مکشوف خواهد کرد. در این نگاه؛ جور و ستم، ابتذل فرهنگی،استبداد و مسائلی که در تعارض با صفات و ماهیت اصیل انسانی انسانها می باشد، مناسب و شایسته انسان نیست. در این نگاه همه انسان ها دارای کرامت هستند و گوهر گرانبهای فطرت الهی در همه انسان ها وجود دارد و اگر چه انسان عصر حاضر، همه ارزش ها، توانایی ها و استعدادهایش را فراموش کرده و از حقیقت وجودی خویش و آنچه که باید باشد، به علل مختلف دور شده است؛ اما امام انسان را به خاطر فطرت الهی اش ـ هر چند خاموش ـ هنوز دارای ارزش می داند و از این رو است که می کوشد تا با بیداری معنویت خفته و روح جهاد و مبارزه در برابر هر آنچه کرامت، ارزش و عزت انسانی او را به ذلت می کشاند، پایه گذار حکومتی باشد که در آن فرد فرد توده مردم بتوانند در سایه معنویت، عدالت و معرفت صحیح نسبت به خویش به پیرامون خویش به اهدفی که با قابلیت ها و شایستگی های انسانی آنها مطابقت دارد، دست پیدا کنند. بنابراین می توان گفت که ایده «جمهوری اسلامی» محصول نگاه انسان شناختی امام خمینی(س) بوده است.
با ورود انسان شناسی اسلامی توسط بنیانگذار جمهوری اسلامی، حضرت امام خمینی(س) در عرصه اداره امور کشور، زمینه برای تحقق جامعه آرمانی اسلام پی ریزی شد؛ زیرا دو هدف عمده اسلامیت رسیدن به عدالت و معنویات است؛ یعنی دست پیدا کردن به یک فرمول عادلانه در وضع و اجرای همه قوانین مملکتی و نیز ایجاد بسترهای مناسب برای ارتقای روحیه معنوی فرد و جامعه. در حقیقت، مدل «جمهوری اسلامی» در قرن بیست و یکم داعیه دار تحقق عدالت و معنویت در جهان می باشد و وجه تمایز آن با تمام نظام های حکومتی در غرب و شرق عالم از همین نوع نگاه به استعدادها، حقوق و تکالیف انسان سرچشمه می گیرد و این نظام سیاسی با همه مختصاتش که سه دهه از عمر آن می گذرد، می توان سنگ بنایی برای شکل گیری مدینه فاضله و جامعه آرمانی اسلام باشد.
کلمات کليدي : جمهوری اسلامی- انقلاب اسلامي- امام خميني- مردمسالاري ديني- دموكراسي -درباره جمهوری اسلامی
© کپی رایت توسط : عصر مهتاب (کلیه حقوق مادی و معنوی مربوط و متعلق به این سایت است.)
برداشت مطالب فقط با اجازه کتبی و ذکر منبع امکان پذیر است .
نوشته شده در تاریخ : 30 شهريور ماه ، 1388 (95 مشاهده)