خون حسین؛ بغض تاریخی امت شیعه
(جواد كلاته عربي)
ضربان هستی، تپشی بیش نیست و بساط کره ارض، تنها محضر یک قبض و بسط تاریخی ست و لا غیر. «بغض تاریخی امت شیعه» از ریخته شدن خون حسین علیه السلام، تکانه اول تپش هستی و قبض آن، و فرود آمدن شمشیر عدالت آخرالزمانی و ظهور اسم «المنتفم»، تکانه دوم و آخرینِ هستی، و بسط و گشادگی همان بغض تاریخی است و هر آنچه در این میانه می گذرد، ابتلائات «قالوا بلی» ی بنی بشر است و نه چیز دیگر. زنهار که این بغض نه فقط از آن امت شیعه است، بلکه آن؛ «بغض هزاره های مظلومیت امت قلیله حق» از نزاع اولین در بدو خلقت است تا کنون.
هنوز سال های واپسین حیات پیامبر آخرین است و رحمت رسول خدا(ص) بر سر مردمان باقی. فتوحات جغرافیایی امت اسلام بر گستره پهناوری سایه افکنده است. یاران و جنگاوران عرب بر گرد رسول خدا(ص) حلقه زده اند و به اسلام او هنوز تسلیم اند. گویی بساط بت جاهلیت در جزیرة العرب بر چیده شده است.
اما فرزندان امیه نیز در این میان، اسلام آورده اند و با گواهی آنان بر حقانیت خدا و رسول، «نظام تظاهر» نیز در میان امت اسلام رسما اعلام موجودیت می کند. نظام مردمانی که «ایمان» هرگز به قلبشان رسوخ نکرد، و تظاهر به دینداری در میان یاوران رسول خدا(ص) باقی خواهد ماند تا بعد از رسول.
خورشید پیامبر آخرین غروب کرد و گویی با رفتن او قیامت برپا شد. اراده خداوندی چنان تعلق گرفت که هر نفسی به اصل خویش رجعت نماید و «یوم تبلی السرائر» نزدیکتر از آنچه تصور می رفت، آغاز گردید. با مرگ رسول خدا(ص) نقاب ها همگی فرو افتاد و انگاره های باطل فرزندان ناخلف آدم مجالی برای ظهور و بروز پیدا کرد. تظاهر به دین داری باقی ماند تا بعد از رسول «ارتد الناس الا ثلاثه». تظاهر به دینداری در میان یاوران رسول خدا(ص) باقی ماند تا سرزمین کربلا آبستن حوادث شگرف تاریخی باشد؛ تا بدان جا که شمشیر دینمداران متظاهر، بر رأسِ مظهر دینمداری و جانشین خلف خداوندی فرود آید؛ تا بدان جا که خیل عظیم جبهه باطل در تاریخ، تئوری های اربابان خویش را بشناسد و تا بدان جا که حسین عیله السلام نیز «تئوری خون و شهادت» را برای بقاء امت قلیله حق در آینده تاریخ بازخوانی کند. از این پس، همه تاریخ، محرم سال شصت و یکم هجری قمری است. کار دین به امت مسخ شده رسول الله افتاده است و داروینیسم فکری ـ سیاسی آل امیه در تکاپوی حذف حقیقت.
آیا تو هیچ می دانی که راز استواری اراده اهل ضلالت در برابر یاران حق چیست؟ آیا تو هیچ میدانی راز جنگاوری و ایستادگی دینمداران متظاهر در مواجه با مظاهر دینمدار چیست؟ و آیا تو میدانی لجاجت و تعصبِ اهل کینه از چیست؟ زنهار که سخن بر سر آیین آیینه است. سخن بر سر مشاهدات یاران نگون بخت گمراهی از آیینه صاف عشاق سر به جنون زده؛ آنگاهی که مقابل آن خودنمایی می کنند. و بدان رابطه ای محکمی در میان شفافیت آیینه و لجاجت اهل کینه برقرار است؛ چرا که اهل کینه، خود را بی حجاب می بینند.
سال شصت و یکم هجری قمری است و انسان، مُخَیَر است به انتخاب که در کدامین دو سوی جبهه حق و باطل رحل اقامت افکند. تنها در جبهه جنگ آوری مردان حق و باطل است که بشر به آنچه در دل دارد آزموده می شود و تنها در این جبهه است که حربن یزید ریاحی ـ خواه اگر سردار سپاه کفر باشد ـ به اصل خویش بازگشت می کند. محرم سال شصت و یکم هجری قمری، زمانی است در همه تواریخ که در آن، اراده خداوندی حکم بر جدایی اهل حق و باطل از یکدیگر کرده است.
وای از آن روزی که اهل عصیان و کسانی که اصالت آنان به فرزند اول ابوالبشر بر می گردد، خود را مُحِق و صاحب دین بدانند و غیرت و تعصب جاهلانه را نیز بی دریغ، خرج این توهم کنند؛ که آن روز، هر روزی که باشد و آن سرزمین هر سرزمینی؛ ساحت کره ارض، آبستن کربلایی دیگر است.
و این سنت لایتغیر فرزندان آدم است که تا دایره این دهر برقرار است حقانیت پاکان روزگار، در غبار هم عصری و هم زمانی پایمال شده است و اسطوره پرستی و تاریخ پرستی داغ ننگی است که بر پیشانی ابناء بشر تا همیشه تاریخ باقی خواهد ماند؛ چرا که حق باوری و پذیرش راستی در مواجهه با نمونه ها و مصادیق معاصر حقانیت، با مصالح و منافع اهل دنیا همیشه ناسازگار آمده است، «اف لکم و لما تعبدون». وااسفا و هزاران شگفت که چگونه بی حجاب شنیدن صدای حق و بی حجاب رویت مظهر حق، خود حجابی است سترگ برای درک و پذیرش حقانیت. «اعوذ بالرحمن» از این سلوک بی رحمانه.
ضربان هستی، تپشی بیش نیست و بساط کره ارض، تنها محضر یک قبض و بسط تاریخی ست و لا غیر. «بغض تاریخی امت شیعه» از ریخته شدن خون حسین علیه السلام، تکانه اول تپش هستی و قبض آن، و فرود آمدن شمشیر عدالت آخرالزمانی و ظهور اسم «المنتفم»، تکانه دوم و آخرینِ هستی، و بسط و گشادگی همان بغض تاریخی است و هر آنچه در این میانه می گذرد، ابتلائات «قالوا بلی» ی بنی بشر است و نه چیز دیگر. زنهار که این بغض نه فقط از آن امت شیعه است، بلکه آن؛ «بغض هزاره های مظلومیت امت قلیله حق» از نزاع اولین در بدو خلقت است تا کنون.
حسین(ع) با انتخاب جاده خون و شهادت در محرم سال شصت و یک هجری قمری پایه گذار نظریه ای شد برای ماندگاری حقانیت خویش در طول تاریخ و آری، راز خون، راز ماندگاری امت شیعه و امت قلیله حق در هزاره های مظلومیت است.
«تئوری خون و شهادت» یعنی فدای حق شدن و کسی که فدا و فنای در حق شود، بی گمان به وجه الله باقی است که «شهید نظر می کند به وجه الله». اما نقطه مقابل تئوری خون و شهادت؛ مصلحت اندیشی جاهلانه، تساهل و تسامح است. یعنی حق را فدای خود کردن و کسی که حق را فدای خود کند، یقینا در خاطره تاریخ به دره های اسفل نسیان سپرده خواهد شد.
اما تاکنون، در هزاره سوم میلاد و چهارده قرن بعد از آن حادثه عظیم، اراده اهل حق تنها یک بار در میدان ظاهر توانسته است عادت ننگین تاریخی دهر را در هم شکند و خود را در میدان ظاهر و باطن فاتح میدان ببیند و آن تنها اراده مردی بود از تبار ناب «کزبر الحدید» و از طایفه «قلیل من الاخرین» حضرت سید الاحرار؛ روح خدا، خمینی.
آری، بغض کهنه سینه اهل الله از هزاره های مظلومیت تنها در گلوی او شکست و ما باور کنیم از آن روزی که «ان الارض یرثها عبادی الصالحون» بر سینه رسول خدا(ص) نشست، زمین و زمان منتظر او بودند و زین بعد، شمشیر حق عالم ظاهر را نیز مسخر اراده خویش خواهد نمود.
کلمات کليدي : امام حسین(ع) - شهادت - محرم - امام خمینی - شيعه -خون حسین؛ بغض تاریخی امت شیعه
© کپی رایت توسط : عصر مهتاب (کلیه حقوق مادی و معنوی مربوط و متعلق به این سایت است.)
برداشت مطالب فقط با اجازه کتبی و ذکر منبع امکان پذیر است .
نوشته شده در تاریخ : 30 شهريور ماه ، 1388 (116 مشاهده)