بی گمان ظهور امام خمینی(س) و پیروزی انقلاب اسلامی ایران به رهبری ایشان، «آغازی» است بر یک سری حرکت های معنویت خواه و تحولات سیاسی ناهمسو با وضعیت جاری جهان قرن بیستم بعد از چند قرن نظریه پردازی و اعمال قدرت تفکرات مادی در جهان و صدق این گفتار را می توان با نگاهی به دنیای قبل و بعد از انقلاب اسلامی ایران و تحولات بوجود آمده در عرصه مطالبات ملتهای مسلمان و غیر مسلمان رویت نمود چنانکه با گذشت سه دهه از وقوع انقلاب اسلامی و پدیدار شدن اتفاقات و حوادث سیاسی مهمِ ناهمگون با جریان سیصد ساله اخیر جهان می توان دریافت که ملتهای مستضعف به طور آگاهانه و حتی ناآگاهانه از جریان انقلاب اسلامی و وجود تابناک امام خمینی(س) تأثیرات عمیقی پذیرفته اند.
تاریخ این کره خاکی در گذر زمان همواره محل آمد و شد اتفاقات و حرکت های جمعی تأثیرگذار بسیاری بوده است و اگر بخواهیم به یک تقسیم بندی در سیر جوامع بشری و فراز و فرودهای آن در مقاطع مختلف تاریخ دست بزنیم، در ریشه و عامل حوادث مهم و رفتارهای جمعی انسان ها ـ بدون در نظر گرفتن نیک و بد آنها ـ با انسان هایی بزرگ و شخصیت هایی شاخص مواجه می شویم که توانسته اند در حوزه ادراکات و اعتقادات و به اندازه همت و شجاعتشان اثر گذار باشند.
تاریخ ظهور انبیای الهی در دور دست تاریخ و گرایش های معنوی انسان، قرون وسطای اروپا، رنسانس فکری و صنعتی اروپا، ظهور متفکران ماتریالیست، جنگ های جهانی و پیدایش دو قطب فکریـسیاسی قدرتمند جهان، عمده فراز و فرودهایی است که جامعه بشری به خود دیده است. اما مختصاتی که دنیای قرن بیستم متأثر از آن بوده است و رویکرد آخرینِ بشر و مخصوصا نخبگان فکری جوامع ظاهرا مترقی می باشد چیزی جز حاکمیت نگاه منفعت طلبانه غیر انسانی و نهادینه شدن سکولاریسم به معنای وسیع و جامع آن ـ و نه فقط به معنای جدایی دین از سیاست ـ نیست و مسیحیت مسخ شدهِ سکولاریستی نه تنها نتوانست سدی در برابر هجوم مادی گری باشد بلکه خود نیز محملی برای جولان و مشروعیت بخشیدن به آن شد. شرق اسلامی نیز با حکومت های نالایق و اسلامِ صرفا عبادی نتوانست نقشی را در تغییر نوع نگاه حاکم ایفا کند.
ما در اواخر قرن بیستم با دهکده ای جهانی روبرو بودیم که کدخدایان آن با در دست گرفتن رسانه و وسایل ارتباط جمعی، یکسره بر طبل اقتصاد می کوبیدند و هر آنچه را که می خواستند با آن نفی و توجیه می کردند. ابتذال، استعمار، استبداد، پایمال شدن ارزشهای انسانی و هر آنچه که در مغایرت با آموزه های اصیل الهی قرار می گیرد، تبعاتی است از هدفی به نام «قدرت اقتصادی» و همه موارد ذکر شده هزینه های وصول به «برتری جویی نامشروع» کدخدایان شرقی و غربی دنیای قرن بیستم بود.
مسخ هویتی، ابتذال و استعمار همه جانبه و استصفاف، ثمرات و هدایای شوم آخرین تفکر قدرتمند حاکم بر جهان بود که در ممالک اسلامی و غیر اسلامی نفوذ کرده و این اتفاقات در حالی رخ داد که نخبگان و سردمداران جهادی ترین و عدالت محورترین طایفه دینداران عالم (تشیع) صرفا در انتظار ظهور آخرین منجی الهی، منفعلانه در خموشی به سر می بردند.
دقیقا در همین زمان است که انسان بعد از گذشت هزار و چند صد سال رسولی را با ویژگی های خاص تجربه می کند که می تواند هدایت قافله بشریت را بدست گیرد و یک «آغاز» سرنوشت ساز در تغییر جهت سیر تاریخ و رویکرد دوباره انسان به معنویت رقم می خورد.
بی گمان ظهور امام خمینی(س) و پیروزی انقلاب اسلامی ایران به رهبری ایشان، «آغازی» است بر یک سری حرکت های معنویت خواه و تحولات سیاسی ناهمسو با وضعیت جاری جهان قرن بیستم بعد از چند قرن نظریه پردازی و اعمال قدرت تفکرات مادی در جهان و صدق این گفتار را می توان با نگاهی به دنیای قبل و بعد از انقلاب اسلامی ایران و تحولات بوجود آمده در عرصه مطالبات ملتهای مسلمان و غیر مسلمان رویت نمود چنانکه با گذشت سه دهه از وقوع انقلاب اسلامی و پدیدار شدن اتفاقات و حوادث سیاسی مهمِ ناهمگون با جریان سیصد ساله اخیر جهان می توان دریافت که ملتهای مستضعف به طور آگاهانه و حتی ناآگاهانه از جریان انقلاب اسلامی و وجود تابناک امام خمینی(س) تأثیرات عمیقی پذیرفته اند. شکست و فروپاشی شورویِ کمونیست، چالشهای سیاسی و اقتصادی عمیق امپریالیسم آمریکا، تحولات منطقه خاورمیانه. آمریکای جنوبی و ترکیه، استکبار ستیزی ملتهای جهان، نقش برجسته و تعیین کننده ایران در معادلات سیاسی منطقه خاورمیانه و حتی جهان، پیدایش ائتلاف استکبار ستیز در میان دولتهای جهان به رهبری ایران و آغاز افول قدرت ایالات متحده، حوادث و رویدادهایی هستند که به راحتی نمی توان از کنار آنها گذشت و همه این موارد به گونه ای کاملا معنادار با نام امام خمینی(س) و انقلاب اسلامی ایران در ارتباط هستند.
بدون تردید ابعاد مختلف و زوایای آشکار و پنهان شخصیت امام خمینی(س) در آینده تاریخ روشن تر خواهد شد و یقینا آیندگان درک و نگاه کاملتری در ارتباط با رهبر بزرگ آخرالزمانی خواهند داشت. مبارزه با باطل، حق گرایی و عدالت محوری، ظلم ستیزی و مخصوصا اصلاح گری، صواب گرایی و تحول خواهی از ویژگی هایی هستند که در سلوک عقیدتی و عملی امام در همه دوره های زندگی ایشان به چشم می خورد و اسلام ناب محمدی ایده و نظریه ی به اثبات رسیده ای است که از خود سازی معنوی تا تأثیر گذاری در جهان معاصر، همگی بر آن منطبق هستند.
با نگاهی به دوران مختلف زندگی امام می توان دریافت که ایشان اصلاح گری و صواب گرایی را از وجود خویش و در دوران جوانی آغاز نمود و پس از طی دوران طلایی شاگری درکسب معارف و مکارم اخلاقی و خودسازی عرفانی و استوار کردن پایه های معنوی در خویش دست به اصلاح، نهضت و انقلاب در عرصه های دیگر زد. خودسازی معنوی، اصلاح گری در حوزه دین و دینداران، انقلاب اسلامی و تشکیل حکومت جمهوری اسلامی به عنوان مهمترین هدف و انگیزه اصلی حرکت امام، تفکرات احیایی در جهان اسلام و دغدغه های اصلاح گرایانه امام در کل جامعه بشری، سیر سیره اصلاح گرایانه و گستره عقیده صواب گرایی امام خمینی در دوران عمر پر برکت ایشان است.
کلمات کليدي : امام خمینی - انقلاب اسلامی - جمهوری اسلامی - اصلاح طلبی -امام خمینی و هدایت قافله بشری
© کپی رایت توسط : عصر مهتاب (کلیه حقوق مادی و معنوی مربوط و متعلق به این سایت است.)
برداشت مطالب فقط با اجازه کتبی و ذکر منبع امکان پذیر است .
نوشته شده در تاریخ : 30 شهريور ماه ، 1388 (96 مشاهده)