در حال بارگذاري...
به پاس بهره مندی از انفاس قدسی حضرت استاد یعقوب قمری شریف آبادی
منوی اصلی
home.gif صفحه اصلی
bullet.png آشنایی با استاد
bullets.gif مقالات استاد
bullet.png کتابها
bullet.png مقالات
bullets.gif اشعار
bullets.gif سخن دل
bullets.gif نگارخانه
bullets.gif اخبار
bullets.gif طرح یک سوال
bullets.gif پیوندها
آخرین مطالب
تعداد موضوعات: 8 عدد
تعداد ارسالها: 14 عدد 1: تجلی نورمحمدی،نخستین وجه الهی(مراتب عقل دررسالت وولایت محمدی)(استاد يعقوب قمري شريف آبادي) 
[دفعات مشاهده : 115 بار]
 2: نگاهی به مثنوی"گنجینه الاسرار" اثر عمان سامانی(فاطمه كنشلو) 
[دفعات مشاهده : 95 بار]
 3: چهل جمله كوتاه درباره امام خميني(استاد یعقوب قمری شریف آبادی) 
[دفعات مشاهده : 106 بار]
 4: مراتب هفتگانه کمال (استاد یعقوب قمری شریف آبادی) 
[دفعات مشاهده : 174 بار]
 5: امام خمینی و هدایت قافله بشری (جواد كلاته عربي) 
[دفعات مشاهده : 97 بار]
 6: در آمدی بر مفهوم آرمان خواهی در شعر سهراب سپهری(جواد كلاته عربي) 
[دفعات مشاهده : 87 بار]
 7: اندیشه و شخصیت حافظ در نگاه مقام معظم رهبری (جواد كلاته عربي) 
[دفعات مشاهده : 106 بار]
 8: خون حسین؛ بغض تاریخی امت شیعه (جواد كلاته عربي) 
[دفعات مشاهده : 116 بار]
 9: درباره جمهوری اسلامی(جواد كلاته عربي) 
[دفعات مشاهده : 95 بار]
 10: قانون حج 
[دفعات مشاهده : 96 بار]
 11: بوستان شریعت محمدی(استاد یعقوب قمری شریف آبادی ) 
[دفعات مشاهده : 110 بار]
 12: درآمدی بر رابطه عشق و هستی در دیوان امام خمینی (جواد كلاته عربي) 
[دفعات مشاهده : 103 بار]
 13: آسیب شناسی معنویات نوپدید (استاد یعقوب قمری شریف آبادی) 
[دفعات مشاهده : 209 بار]
 14: امام خمینی؛ خورشید آخرالزمان (جواد کلاته عربی) 
[دفعات مشاهده : 107 بار]
پیغام کوتاه
ارشيو پيغام کوتاه   

 
 

       

       

      
مشخصات نویسنده

جواد کلاته عربی
دانلود کتاب
دانلود کتابهای فروغ محفل روح الله

به سه زبان فارسی، عربی، آنگلیسی


دانلود کتاب
درآمدی بر رابطه عشق و هستی در دیوان امام خمینی (جواد كلاته عربي)




درآمدی بر رابطه عشق و هستی در دیوان« امام خمینی»


 (جواد كلاته عربي)






عشق اگر بال گشاید به جهان حاکم اوست


گر کند جلوه در این کون و مکان حاکم اوست


در دیوان امام خمینی(ره) شعر، ساحتی است برای بی پروا سخن گفتن و نه چینش متکلفانه کلمات. شعر امام ساحتی است برای نزول مستانه کلمات از ملکوت معانی که سراسر آن را نه فقط نام عشق، که معنای عشق در سیطره خود قرار داده است.


محوری ترین موضوع در دیوان اشعار امام خمینی، مسأله عشق است و تصاویر، معانی، تعاریف و زاویه های دید گوناگونی از آن به اقتضایی حالات و مقامات امام وجود دارد و رابطه بین «عشق» و «هستی» قسمت مهمی از اشعار عاشقانه امام را به خود اختصاص داده است که در این باره نکات متعددی از مباحث معرفتی مطرح است.


عشق اگر بال گشاید به جهان حاکم اوست

گر کند جلوه در این کون و مکان حاکم اوست

در دیوان امام خمینی(ره) شعر، ساحتی است برای بی پروا سخن گفتن و نه چینش متکلفانه کلمات. شعر امام ساحتی است برای نزول مستانه کلمات از ملکوت معانی که سراسر آن را نه فقط نام عشق، که معنای عشق در سیطره خود قرار داده است.

عشق در وجه اصیل و حقیقی اش از سهل ترین و ممتنع ترین مفاهیم و ادراکات بشری است و حقیقتی است ناشناخته که «من ذاق عرف».

محوری ترین موضوع در دیوان اشعار امام خمینی، مسأله عشق است و تصاویر، معانی، تعاریف و زاویه های دید گوناگونی از آن به اقتضایی حالات و مقامات امام وجود دارد و رابطه بین «عشق» و «هستی» قسمت مهمی از اشعار عاشقانه امام را به خود اختصاص داده است که در این باره نکات متعددی از مباحث معرفتی مطرح است. در نگاه امام، عشق، مفتاح عالم هستی، و سبب تجلی ذات غیبی خداوندی و راز آفرینش است که «فان بالعشق قامت السماوات و الارض» و ایشان، هر آنچه در دایره هستی قرار می گیرد، وجودش را مرهون محبت و وامدار عشق و در حقیقت، پرتوی از آن می داند:

من چه گویم جهان نیست به جز پرتو عشق.

حضرت امام علاوه بر قائل بودن به عشق به عنوان مفتاح ظهور هستی، بر این عقیده اند که جوهر عشق در همه موجودات و به خصوص انسان، از آغاز خلقت نهاده شده است و فطرت همه موجودات با عشق آمیخته و عجین است:

مهر کوی تو درآمیخته در خلقت ما

عشق روی تو سرشته است به آب و گل ما

                    ***

جز عشق تو نیست اندر دل ما

عشق تو سرشته اندر گل ما

                 ***

عشق جانان ریشه دارد در دل از روز الست

عشق را انجام نبود چون وِرا آغاز نیست

               ***

ساکنان در میخانه عشقیم مدام

از ازل مست از آن طرفه سبوییم همه

در دیدگاه امام، «عشق» و «هستی» رابطه ای مستحکم با هم دارند و شاید بیان کیفیت این رابطه مشکل باشد؛ تا آنجا که امام، وجود هستی را بدون عشق متصور نمی داند: «عالم عشق است هر جا بنگری از پست و بالا».

در دیوان امام ابیات بسیاری وجود دارد که موضوع آنها عشق همه هستی به حضرت حق تعالی است. در نگاه امام، همه «وجود» صاحب شعور و در حرکت به سوی کمال هستند و «همه سلسله موجودات و همه ذرات کائنات، از بالاترین مرتبه تا پایین ترین مرتبه، حق طلب و حق جویند و هر کس در هر مطلوبی خدا را طلب می کند». بر این اساس، در سرای هستی هر چه مورد محبت و عشق قرار می گیرد، از دایره حضرت حق خارج نیست؛ چرا که اساسا وجودی غیر از «او» وجود ندارد که «الله نور السموات والارض» و «لیس فی الدار و غیره دیار»؛ لکن محبوب و معشوق در مراتب گوناگون قابل تصور است و معشوق هر چه از خلوص و پاکی و نورانیت بیشتری حظ و بهره برده باشد و از مقام خلق به مقام حق نزدیک تر باشد، به همان اندازه در دایره وجودی حضرت حق به مرکز و محور آن، که مقام کمال نورانیت و نورانیت مطلق است، نزدیک تر است. بر این اساس، امام همه موجودات را جوینده و محب حق و عاشق به کمال می داند:

همه جا منزل عشق است که یارم همه جاست

کور دل آن که نیابد به جهان جای تو را

             ***

ذرات وجود عاشق روی ویند

با فطرت خویش ثناگوی ویند

            ***

کس نیست که عشق تو ندارد در دل

باشد که به فریاد دل ما برسی

            ***

ما نداینم که دلبسته اوییم همه

مست و سرگشته آن روی نکوییم همه

            ***

کس را نتوان یافت که جویای تو نیست

جوینده هر چه هست خواهان تو هست

            ***

ذره ای نیست در عالم که در آن عشقی نیست

بارک الله که کران تا کران حاکم اوست

و انسان در دایره ای قرار دارد که اساسا نمی تواند محبوبی غیر از خدا داشته باشد؛ لکن در این میان، هر یک از موجودات به اندازه قابلیت و توان خود می تواند به مرتبه ای از تجلیات حضرت حق، عشق بورزد و به سوی کمال رهنمون شود:

عالم و جاهل و زاهد همه شیدای توأند

این نه تنها رقم سر سویدای من است

 امام در دایره وجود، اصل و پایه ای جز عشق نمی داند و در سیر موجودات در قوس نزول و ظهور اسمای الهی و هم در سیر صعودی و کمال موجودات، در آغاز و انجام هستی و در بطن و جوهره هستی ، عاملی را بجز عشق موثر نمی داند و خود را نیز مقهور عشق می داند.

عالم عشق است هر جا بنگری از پست و بالا

سایه عشقم که خود پیدا و پنهانی ندارم

                ***

هر چه گوید عشق گوید هر چه سازد عشق سازد

من چه گویم، من چه سازم، من که فرمانی ندارم

در پایان شایان ذکر است در ابیاتی از دیوان امام که مبین ارتباط بین هستی و عشق است، یک دیدگاه وحدت محور و عرفان مدار کاملا مشهود است که این معنا ریشه در آفاق بلند روحی آن بزرگوار دارد که توانسته است از جایگاهی رفیع و والا این رابطه را کشف کند. علاقه مندان به پژوهش درباره ارتباط عشق و هستی در دیدگاه امام، می توانند به آثار منثور ایشان نیز رجوع کنند. امام در کتاب های گوناگون به این امر اشاره کرده اند.









کلمات کليدي : عشق- امام خمینی- شعر - دیوان امام خمینی - هستي شناسي -درآمدی بر رابطه عشق و هستی در دیوان امام خمینی

© کپی رایت توسط : عصر مهتاب (کلیه حقوق مادی و معنوی مربوط و متعلق به این سایت است.)
برداشت مطالب فقط با اجازه کتبی و ذکر منبع امکان پذیر است .

نوشته شده در تاریخ : 23 شهريور ماه ، 1388 (103 مشاهده)

[ بازگشت ]
بازدیدکنندگان غیر عضو حق ارسال نظر و پیشنهاد در مورد مطالب این سایت ندارند .
برای استفاده از سرویسهای مخصوص کاربران عضو فرم عضویت را تکمیل نمائید .
Content ©
صفحه اصلي  |  تالار گفتمان  |  دريافت فايل  |  آرشيو خبر  |  تنظيمات كاربري